السيد الطباطبائي

110

شيعه در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )

است كه بيان بليغ او از حقايق عرفانى و مراحل حيات معنوى به ذخاير بيكرانى مشتمل است . و در آثارى كه از ساير صحابه در دست است خبرى از اين مسائل نيست ، در ميان ياران و شاگردان او كسانى مانند ( سلمان فارسى و اويس قرنى و كميل بن زياد و رشيد هجرى و ميثم تمار ) پيدا مىشود كه عامه عرفا - كه در اسلام به وجود آمده اند - ايشان را پس از على عليه السّلام در رأس سلسله هاى خود قرار داده اند و پس از اين طبقه ، كسان ديگرى مانند ( طاووس يمانى و مالك بن دينار و ابراهيم ادهم و شقيق بلخى ) در قرن دوم هجرى به وجود آمده اند كه بى آنكه به عرفان و تصوف تظاهر كنند ، درزى زهاد و پيش مردم ، اولياى حق و مردان وارسته بودند ولى در هر حال ارتباط تربيتى خود را به طبقه پيشين خود نمى پوشانيدند . پس از اين طبقه ، طايفه ديگرى در اواخر قرن دوم و قرن سوم مانند ( با يزيد بسطامى و معروف كرخى و جنيد بغدادى ) و نظايرشان به وجود آمدند كه به سير و سلوك عرفانى پرداختند و به عرفان و تصوف تظاهر نمودند و سخنانى به عنوان كشف و شهود زدند كه به واسطه ظواهر زننده اى كه داشت ، فقها و متكلمين وقت را برايشان مى شورانيد و در نتيجه مشكلاتى برايشان به وجود مى آورد و بسيارى از ايشان را به دخمه زندان يا زير شكنجه يا پاى دار مى كشانيد . با اين همه در طريقه خود در برابر مخالفين خود سماجت كردند و بدين ترتيب روز به روز طريقت در حال توسعه بود تا در قرن هفتم و هشتم هجرى به اوج وسعت و قدرت خود رسيد و پس از آن نيز گاهى در اوج و گاهى در حضيض ، تا كنون به هستى خود ادامه